تبلیغات
ph 84 uni guilan
تمامی دانش ما، در مقایسه با واقعیت، ابتدایی و کودکانه است ولی با این حال با ارزش ترین دارایی ماست

خر مرا از كره گی دُم نبوده است

یکشنبه 16 اسفند 1388 10:53 ق.ظ

نویسنده :
مردی  خری دید به گل در نشسته و صاحب خر از بیرون كشیدن آن درمانده. مساعدت   را (برای كمك كردن) دست در دُم خر زده قُوَت كرد (زور زد). دُم از  جای كنده آمد. فغان از صاحب خر برخاست كه "تاوان بده"!مرد به قصد فرار به كوچه‌یی دوید، بن بست یافت. خود را به خانه‌یی درافگند.

ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 16 اسفند 1388 11:02 ق.ظ

قدرت اندیشه

یکشنبه 9 اسفند 1388 11:52 ق.ظ

نویسنده :
پیرمردی تنها در مینه سوتا زندگی می کرد.او می خواست مزرعه سیب زمینی اشراشخم بزند.اما این کار خیلی سختی بود تنها پسرش که می توانست به او کمک کنددر زندان بود.پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد :

ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 9 اسفند 1388 11:59 ق.ظ

مرد ، صومعه و راهب ... !

شنبه 8 اسفند 1388 03:17 ب.ظ

نویسنده :

اتومبیل مردی که به تنهایی سفر می کرد در نزدیکی صومعه ای خراب شد. مرد به سمت صومعه حرکت کرد و به رئیس صومعه گفت:«ماشین من خراب شده. آیا می توانم شب را اینجا بمانم؟ »رئیس صومعه بلافاصله او را به صومعه دعوت کرد.شب به او شام دادند و حتی ماشین او را تعمیر کردند.شب هنگام وقتی مرد می خواست بخوابد صدای عجیبی شنید.صدای که تا قبل از آن هرگز نشنیده بود .. صبح فردا از راهبان صومعه پرسید که صدای دیشب چه بوده اما آنها به وی گفتند :« ما نمی توانیم این را به تو بگوییم . چون تو یک راهب نیستی».مرد با نا امیدی از آنها تشکر کرد و آنجا را ترک کرد.چند سال بعد ماشین همان مرد بازهم در مقابل همان صومعه خراب شد .راهبان صومعه بازهم وی را به صومعه دعوت کردند ، از وی پذیرایی کردند و ماشینش را تعمیر کردند. آن شب بازهم او آن صدای مبهوت کننده عجیب را که چند سال قبل شنیده بود ، شنید.صبح فردا پرسید که آن صدا چیست اما راهبان بازهم گفتند: :« ما نمی توانیم این را به تو بگوییم . چون تو یک راهب نیستی»

ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

آلبرت انیشتن...!!!

دوشنبه 19 بهمن 1388 01:52 ب.ظ

نویسنده :

هشت موضوع شگفت انگیز از زندگی آلبرت انیشتن، كه شما هیچ گاه آنان را نمی دانستید. بله،همگی ما می دانیم كه انیشتن این  فرمول(e=mc2) را كشف كرد. اما واقعیت آن است كه چیز های كمی در مورد زندگی خصوصی اش می دانیم،خودتان را بااین هشت مورد،شگفت زده كنید!


ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 19 بهمن 1388 02:04 ب.ظ

طلبه جوان ودختر

جمعه 16 بهمن 1388 11:37 ق.ظ

نویسنده : مهدی آخوندی




نیمه شب طلبه جوانی به نام محمد باقردر اتاق خود در حوزه علمیه مشغول مطالعه بود به ناگاه دختری وارد اتاق او شد در را بست و با انگشت به طلبه بیچاره اشاره کرد که ساکت باش.



ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

چند سخن

سه شنبه 13 بهمن 1388 05:08 ب.ظ

نویسنده : شوالیه ی سفید
سخنانی از دکتر احمد ایرانی:

  اندیشمند در مغزها انقلاب پدید می آورد و قدرت پرست در خیابانها شورش به راه می اندازد.
 
 شهید راستین در راه دستیابی به حقیقت فدا شده است نه برای رسیدن به قدرت یا لذت آن جهانی.

 شیطان در کار آفرینش شریک خداست زیرا همه ی زشتیها و پلیدیها را او آفریده است.
 
 اگر بپذیریم که خدا پیام آوران را برای هدایت نوع انسان فرستاده است ناچاریم به شکست خدا در
هدایت نوع انسان  اعتراف کنیم.


 

شرط اول آزادی در هر جامعه ای آزادی بیان حقیقت است.



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 13 بهمن 1388 05:40 ب.ظ

معلم ها و اونایی که میخوان معلم شن...!!

یکشنبه 27 دی 1388 03:52 ب.ظ

نویسنده :

در اینجا می خوام نامه آبراهام لینکلن به معلم پسرش و سخن آلبرت انیشتین خطاب به معلم و دانش آموز رو براتون بزارم.



ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 27 دی 1388 04:03 ب.ظ

یک اگر با یک برابر بود

یکشنبه 27 دی 1388 03:42 ب.ظ

نویسنده :


            معلم پای تخته داد میزد

          صورتش از خشم گلگون بود

  و دستانش به زیر پوششی از گرد پنهان بود

 

              ولی آخر کلاسیها

       لواشک بین خود تقسیم می کردند

  وآن یکی در گوشه‌ای دیگر «جوانان» را ورق می زد

 

برای اینکه بیخود های‌و هو می کرد و با آن شور بی‌پایان

           تساویهای جبری را نشان می‌داد

      با خطی ناخوانا بروی تخته‌ای کز ظلمتی تاریک

                         غمگین بود

 

     تساوی را چنین بنوشت : یک با یک برابر است

 

             از میان جمع شاگردان یکی‌برخاست

 

                             همیشه

                        یک نفر باید بپاخیزد....

 

               به آرامی سخن سر داد:

   
         تساوی اشتباهی فاحش و محض است

       نگاه بچه‌ها ناگه به یک سو خیره گشت و

                 معلم مات بر جا ماند

 

  و او پرسید : اگر یک فرد انسان ، واحد یک بود

            آیا یک با یک برابر بود؟

 

     سکوت مدهشی بود و سوالی سخت

        معلم خشمگین فریاد زد آری برابر بود

 

             و او با پوزخندی گفت:

        اگر یک فرد انسان واحد یک بود

 آنکه زور و زر به دامن داشت بالا بود و آنکه

 قلبی پاک و دستی فاقد زر داشت پایین بود؟

     اگر یک فرد انسان واحد یک بود

آنکه صورت نقره گون ، چون قرص مه می‌داشت بالا بود

       وآن سیه چرده که می نالید پایین بود؟

اگر یک فرد انسان واحد یک بود

این تساوی زیر و رو می شد

حال می‌پرسم یک اگر با یک برابر بود

نان و مال مفتخواران از کجا آماده می‌گردید؟

یا چه‌کس دیوار چین‌ها را بنا می‌کرد؟

یک اگر با یک برابر بود

پس که پشتش زیر بار فقر خم می‌گشت؟

یا که زیر ضربه شلاق له می‌گشت؟

یک اگر با یک برابر بود

پس چه‌کس آزادگان را در قفس می‌کرد؟

 

معلم ناله‌آسا گفت:

بچه‌ها در جزوه‌های خویش بنویسید:

یک با یک برابر نیست...

 
" زنده یاد خسرو گلسرخی"



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 27 دی 1388 03:51 ب.ظ

حیات در جهان

چهارشنبه 23 دی 1388 12:36 ب.ظ

نویسنده : شوالیه ی سفید
این متن سخنرانی استیون هاوکینگ در مورد توسعه ی حیات در جهان است که توسط ارحام عمویی عزیز ترجمه شده.

این هم لینک دانلود متن سخنرانی

      http://www.4shared.com/file/195826736/fa10ee7d/Life_in_the_Universe.html   


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 23 دی 1388 01:07 ب.ظ

اصول بیل برای ...

یکشنبه 13 دی 1388 11:27 ق.ظ

نویسنده :
 بیل گیتس، رئیس مایکروسافت، در یک سخنرانی در یکی از دبیرستان‌هایآمریکا، خطاب به دانش‌آموزان گفت:در دبیرستان خیلی چیزها را بهدانش‌آموزان نمی‌آموزند.او هفت اصل مهم را که دانش‌آموزان در دبیرستانفرا نمی‌گیرند، بیان كرد.اصول بیل گیتس به این شرح است:

ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 13 دی 1388 11:36 ق.ظ

مشتری خود را بشناسید

سه شنبه 17 آذر 1388 01:45 ب.ظ

نویسنده :
كی از نمایندگان فروش شركت كوكاكولا، مایوس و نا امید از خاورمیانه بازگشت.

دوستی از وی پرسید: «چرا در كشورهای عربی و فارسی موفق نشدی؟»

وی جواب داد: «هنگامی كه من به آنجا رسیدم مطمئن بودم كه می توانم موفق شوم و فروش خوبی داشته باشم.

ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

question

چهارشنبه 4 آذر 1388 01:29 ب.ظ

نویسنده : مهدی آخوندی
 

A blonde and a lawyer sit next to each other on a plane

The lawyer asks her to play a game.

If he asked her a question that she didn't know the answer to, she would have to pay him five dollars; And every time the blonde asked the lawyer a question that he didn't know the answer to, the lawyer had to pay the blonde 50 dollars.

The blonde then asks him, "What goes up a hill with four legs and down a hill with three?" The lawyer thinks about it, but finally gives up and pays the blonde 50 dollars

So the lawyer asked the blonde his first question, "What is the distance between the Earth and the nearest star?" Without a word the blonde pays the lawyer five dollars.


ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

5 نابغه!!!!!!!!!!!

دوشنبه 2 آذر 1388 11:33 ب.ظ

نویسنده : میثاق نعمت گرگانی
خلاصه ای از قرن بیستم:

در قرن بیستم در جهان معنویت مرده است(نیچه) و انسان مخلوقی است که از بوزینه به وجود آمده است(داروین)شخصیت او را انگیزه درونی جنسی می سازد(فروید) , و هیچ اصل مطلقی بر آن حاکم نیست و همه ی امور نسبی است(انیشتین) و بزرگترین مساله انسان تولید و توزیع ثروت است(مارکس).




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

جامعه ی سنتی

سه شنبه 19 آبان 1388 03:22 ب.ظ

نویسنده : شوالیه ی سفید
جامعه ای که تعریف جامع ای برای ماهیت متغییر زندگی ندارد اصولا چنین جامعه ای ارزش های خود

را مرور نمی کند و آن را متناسب با دستاوردهای علمی باز تعریف نمی نماید.

لازم به ذکر است که بر رفتار انسان اصلی حاکم است که بهترین تبیین این اصل جمله ی زیبای پندار

نیک گفتار نیک و کردار نیک است که اصلی پویا و موافق با زنگی بشر در هر دوره ای از سیر

تکاملی اوست, این اصل مدیریت علمی را جایگزین مکتب های گذشته که بعضا روشهای منسوخ برای

تکامل انسان است می کند و این ویژگی یک جامعه ی مدرن است که جامعه ی سنتی فاقد آن است.


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

ارشدم زیاد حال نمیده

یکشنبه 17 آبان 1388 02:04 ب.ظ

نویسنده :
برای دوستای خودم سوالات اولین امتحانمو تو ارشد میزارم که مربوط میشه به درس الکترودینامیک که البته چون نخونده بودم افتضاح دادم 
ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -



تعداد کل صفحات : 4 1 2 3 4