تبلیغات
ph 84 uni guilan
تمامی دانش ما، در مقایسه با واقعیت، ابتدایی و کودکانه است ولی با این حال با ارزش ترین دارایی ماست

انقلاب لیزر کماکان ادامه دارد

یکشنبه 3 مرداد 1389 11:13 ب.ظ

نویسنده :
در پنجاهمین سالگرد تولد لیزر، نظریه‌پرداز ۹۴ ساله لیزر که جایزه نوبل فیزیک را برای لیزر دریافت کرد، با مرور بر نیم قرن گذشته و تاثیرات لیزر بر فناوری امروز، ازآینده و دستاوردهای آن سخن می‌گوید.۵۰ سال پیش عصر لیزر آغاز شد، دورانی که تحولاتش هم‌سنگ عصر فضا سنجیده می‌شود. امروزه بیش از نیمی از محصولات تجاری در کشورهای مختلف جهان به گونه‌ای با این فناوری در ارتباطند.در ۱۶ می ۱۹۶۰ / ۲۶ اردیبهشت ۱۳۳۹، تئودور مایمن موفق شد اولین تابش‌های لیزر را در آزمایشگاه هیوز تولید کند، تعداد کمی بودند که می‌توانستند تاثیرات جدی این ابزار را روی ارتباطات، تولیدات تجاری، پزشکی و هنر تصور کنند.


ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

موفق باشید به روش آقای موفقیت

جمعه 4 تیر 1389 03:57 ب.ظ

نویسنده : مهدی آخوندی
دانستن كارهایی كه آدم های موفق انجام داده اند یكی از روش هایی است كه به ما كمك می كند بهتر زندگی كنیم 
اسم و رسم برایان تریسی در دنیای موفقیت، بزرگ تر از آن است كه به معرفی احتیاج داشته باشد: یك مولف، مربی و سخن ران حرفه ای در زمینه موفقیت، مدیر شركت بین المللی برایان تریسی واقع در سولاتابیچ كالیفرنیا، و مشاور بیش از 500 شركت معتبر بین المللی. او در زندگی نامه اش می نویسد:

ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

استاد فیزیك زن ایران در آسایشگاه سالمندان

جمعه 28 خرداد 1389 12:59 ب.ظ

نویسنده : مهدی آخوندی
 نخستین بانوی استاد فیزیك ایران بعد از بنیانگذاری نخستین رصدخانه و تلسكوپ خورشیدی تاریخ نجوم ایران، فارغ التحصیلی از دانشگاه سوربن پاریس و 30 سال تدریس در دانشگاه هم اكنون با خیالی آسوده و خاطراتی خوش بر روی تخت آسایشگاه سالمندان، تنها افتخار خود را تربیت دانشجویان موفق (استادان امروز) میداند.


http://www.radioayeneh.se/bilder/ALENOUSH%20TERIAN/2.jpg

ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 2 تیر 1389 11:34 ق.ظ

دستان دعا كننده

یکشنبه 9 خرداد 1389 10:07 ق.ظ

نویسنده :

در یك دهكده كوچك نزدیك نورنبرگ خانواده ای با 18 فرزند زندگی می كردند. برای امرار معاش این خانواده بزرگ، پدر می بایستی 18 ساعت در روز به هر كار سختی كه در آن حوالی پیدا می شد تن می داد.

در همان وضعیت اسفباك آلبرشت دورر و برادرش آلبرت (دو تا از 18 فرزند) رویایی را در سر می پروراندند. هر دوشان آرزو می كردند نقاش چیره دستی شوند، اما خیلی خوب می دانستند كه پدرشان هرگز نمی تواند آن ها را برای ادامه تحصیل به نورنبرگ بفرستد.

یك شب پس از مدت زمان درازی بحث در رختخواب، دو برادر تصمیمی گرفتند. با سكه قرعه انداختند و بازنده می بایست برای كار در معدن به جنوب می رفت و برادر دیگرش را حمایت مالی می كرد تا در آكادمی به فراگیری هنر بپردازد، و پس از آن برادری كه تحصیلش تمام شد باید در چهار سال بعد برادرش را از طریق فروختن نقاشی هایش حمایت مالی می كرد تا او هم به تحصیل در دانشگاه ادامه دهد…


ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

قصه ی لاک پشت ها!

دوشنبه 3 خرداد 1389 12:09 ب.ظ

نویسنده : مهدی آخوندی

یک (روز) خانواده ی لاک پشتها تصمیم گرفتند که به پیکنیک بروند.

از آنجا که لاک پشت ها به صورت طبیعی در همه ی موارد یواش عمل می کنند، هفت سال طول کشید تا برای سفرشون آماده بشن!

در نهایت خانواده ی لاک پشت خانه را برای پیدا کردن یک جای مناسب ترک کردند.

در سال دوم سفرشان (بالاخره) پیداش کردند.

برای مدتی حدود شش ماه محوطه رو تمیز کردند، و سبد پیکنیک رو باز کردند، و مقدمات رو آماده کردند.

بعد فهمیدند که نمک نیاوردند!


ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

خیام

سه شنبه 21 اردیبهشت 1389 03:38 ب.ظ

نویسنده :


غیاث الدین ابوالفتح، عمر بن ابراهیم خیام (خیامی) در سال 439 هجری (1048 میلادی) در شهر نیشابور و در زمانی به دنیا آمد که ترکان سلجوقی بر خراسان، ناحیه ای وسیع در شرق ایران، تسلط داشتند. وی در زادگاه خویش به آموختن علم پرداخت و نزد عالمان و استادان برجسته آن شهر از جمله امام موفق نیشابوری علوم زمانه خویش را فراگرفت و چنانکه گفته اند بسیار جوان بود که در فلسفه و ریاضیات تبحر یافت. خیام در سال 461 هجری به قصد سمرقند، نیشابور را ترک کرد و در آنجا تحت حمایت ابوطاهر عبدالرحمن بن احمد , قاضی القضات سمرقند اثربرجسته خودرادر جبرتألیف کرد

ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

درسی از ادیسون

یکشنبه 29 فروردین 1389 12:32 ب.ظ

نویسنده :
ادیسون در سنین پیری پس از كشف لامپ، یكی از ثروتمندان آمریكا به شمار میرفت و درآمد سرشارش را تمام و كمال در آزمایشگاه مجهزش كه ساختمان بزرگی بود هزینه می كرد... این آزمایشگاه، بزرگترین عشق پیرمرد بود. هر روز اختراعی جدید در آن شكل می گرفت تا آماده بهینه سازی و ورود به بازار شود. در همین روزها بود كه نیمه های شب از اداره آتش نشانی به پسر ادیسون اطلاع دادند، آزمایشگاه پدرش در آتش می سوزد و حقیقتا كاری از دست كسی بر نمی آید و تمام تلاش ماموان فقط  رای جلوگیری از گسترش آتش به سایر ساختمانها است!  آنها تقاضا داشتند كه موضوع به نحو قابل قبولی به اطلاع پیرمرد رسانده شود... 

ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

الاغ و مشكلات

شنبه 21 فروردین 1389 04:28 ب.ظ

نویسنده : مهدی آخوندی
کشاورزی الاغ پیری داشت که یک روز اتفاقی به درون یک چاه بدون آب افتاد. کشاورز هر چه سعی کرد نتوانست الاغ را از درون چاه بیرون بیاورد.



ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

life

شنبه 21 فروردین 1389 12:15 ب.ظ

نویسنده :
پروفسور مقابل کلاس فلسفه خود ایستاد و چندشیء رو روی میز گذاشت. وقتی کلاس شروع شد، بدون هیچ کلمه ای، یک شیشه بسیار بزرگ سس مایونز روبرداشت و شروع به پر کردن آن با چند توپ گلف کرد.بعد از شاگردان خود پرسید که آیا این ظرف پر است؟ و همه موافقت کردند. سپس پروفسور ظرفی از سنگریزه برداشت و آنها رو به داخل شیشه ریخت و شیشه رو به آرامی تکان داد. سنگریزه ها در بین مناطق باز بین توپهای گلف قرار گرفتند؛و سپس دوباره از دانشجویان پرسید که آیا ظرف پر است؟ و باز همگی موافقت کردند. بعد دوباره پروفسور ظرفی از ماسه را برداشت و داخل شیشه ریخت؛ و خوب البته، ماسه ها همه جاهای خالی روپر کردند. او یکبار دیگر پرسید که آیا ظرف پر است و دانشجویان یکصدا گفتند: 'بله'.

ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

جاذبه و گرانش در فیزیک

شنبه 14 فروردین 1389 01:55 ب.ظ

نویسنده :
 ایزاک نیوتن نظریه جاذبه را در سال 1689 نوشت،  معادلات او تا همین امروز برای پرتاب کاوشگرها به کرانه های دوردست منظومه شمسی به کار گرفته می شود.پس درک ما از جاذبه ممکن است دچار چه اشکالی باشد؟

ایزاک نیوتن 

                                                                  ایزاک نیوتن

ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 14 فروردین 1389 02:00 ب.ظ

خر مرا از كره گی دُم نبوده است

یکشنبه 16 اسفند 1388 10:53 ق.ظ

نویسنده :
مردی  خری دید به گل در نشسته و صاحب خر از بیرون كشیدن آن درمانده. مساعدت   را (برای كمك كردن) دست در دُم خر زده قُوَت كرد (زور زد). دُم از  جای كنده آمد. فغان از صاحب خر برخاست كه "تاوان بده"!مرد به قصد فرار به كوچه‌یی دوید، بن بست یافت. خود را به خانه‌یی درافگند.

ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 16 اسفند 1388 11:02 ق.ظ

قدرت اندیشه

یکشنبه 9 اسفند 1388 11:52 ق.ظ

نویسنده :
پیرمردی تنها در مینه سوتا زندگی می کرد.او می خواست مزرعه سیب زمینی اشراشخم بزند.اما این کار خیلی سختی بود تنها پسرش که می توانست به او کمک کنددر زندان بود.پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد :

ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 9 اسفند 1388 11:59 ق.ظ

مرد ، صومعه و راهب ... !

شنبه 8 اسفند 1388 03:17 ب.ظ

نویسنده :

اتومبیل مردی که به تنهایی سفر می کرد در نزدیکی صومعه ای خراب شد. مرد به سمت صومعه حرکت کرد و به رئیس صومعه گفت:«ماشین من خراب شده. آیا می توانم شب را اینجا بمانم؟ »رئیس صومعه بلافاصله او را به صومعه دعوت کرد.شب به او شام دادند و حتی ماشین او را تعمیر کردند.شب هنگام وقتی مرد می خواست بخوابد صدای عجیبی شنید.صدای که تا قبل از آن هرگز نشنیده بود .. صبح فردا از راهبان صومعه پرسید که صدای دیشب چه بوده اما آنها به وی گفتند :« ما نمی توانیم این را به تو بگوییم . چون تو یک راهب نیستی».مرد با نا امیدی از آنها تشکر کرد و آنجا را ترک کرد.چند سال بعد ماشین همان مرد بازهم در مقابل همان صومعه خراب شد .راهبان صومعه بازهم وی را به صومعه دعوت کردند ، از وی پذیرایی کردند و ماشینش را تعمیر کردند. آن شب بازهم او آن صدای مبهوت کننده عجیب را که چند سال قبل شنیده بود ، شنید.صبح فردا پرسید که آن صدا چیست اما راهبان بازهم گفتند: :« ما نمی توانیم این را به تو بگوییم . چون تو یک راهب نیستی»

ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

آلبرت انیشتن...!!!

دوشنبه 19 بهمن 1388 01:52 ب.ظ

نویسنده :

هشت موضوع شگفت انگیز از زندگی آلبرت انیشتن، كه شما هیچ گاه آنان را نمی دانستید. بله،همگی ما می دانیم كه انیشتن این  فرمول(e=mc2) را كشف كرد. اما واقعیت آن است كه چیز های كمی در مورد زندگی خصوصی اش می دانیم،خودتان را بااین هشت مورد،شگفت زده كنید!


ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 19 بهمن 1388 02:04 ب.ظ

طلبه جوان ودختر

جمعه 16 بهمن 1388 11:37 ق.ظ

نویسنده : مهدی آخوندی




نیمه شب طلبه جوانی به نام محمد باقردر اتاق خود در حوزه علمیه مشغول مطالعه بود به ناگاه دختری وارد اتاق او شد در را بست و با انگشت به طلبه بیچاره اشاره کرد که ساکت باش.



ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -



تعداد کل صفحات : 5 1 2 3 4 5